
به دستهایت سوگند
که همه هراسم
سقوط دستهای ست که مرا به زندگی پیوند زده اند
و چشمهایی که زنده ام کرده اند تا آخر عشق
به بدرقه ات آمده ام ...
تمام لحظه های بودنمان را به تصویر میکشم
و هر شب بوسه های عاشقانه ام را به باد میسپارم
به یاد کسی که مرا رسم عاشقی آموخت
من زخمی تیشه ندامتم
آخرین ضربه را از دستهای تو میخواهم
خلاصم کن
نازنینم!
۲۹ مهر ۸۶
رویا

آنقدر از تو لبریزم
که جهانم پر شده از چشمهایت
و من همه نور میشوم
تا خیره ام شوی
تا شکست دهم
سرمای درونم را میان چشمهایت
آنقدر از تو سرشارم
که تمام نمیشوی در من
که من تمام میشوم هر شب
و هر بار شروعم میکنی
با نسیم خیال انگیز دستهایت
به قاصدک سپرده ام
که نگوید
وقتی که نیستی
آرام آرام تمام میشوم بی تو
من که لبریزم از یاد تو
تمام هراسم
دلتنگی درختان کوچه باغ خاطراتمان است
که میگریند تمام قدمهای نیامده ات را
برای دل من که نه
به بهانه دلتنگی هایشان
دیدار تازه کن
نازنینم
رویا
20 مهر 86
پ ن۱: عکس تقدیم یه همه نازنینانی که منتظرخبرند از یه راه دور....
پ ن۲: بالاخره آپلود کردن آهنگ رو کشف کردم٬ انقدر این آهنگ خواجه امیری رو گوش دادم که نخ نما شده...اگه نشنیدین گوش کنین قشنگه.
پ ن ۳:دلم میخواست بنویسم...فقط همین!

ای نابترین ترانه من
که روزی هزار بار میسرایمت
و باز شباهنگام
هزار غزل میجوشد از انگشتان بیتابم که ترا بهانه میگیرند
ای زیباترین پاداش صبوریم
زاد روز بودنم را به عشق تو فریاد میزنم
که هر روز هزار بار متولد میشوم
در گندمزار چشمانت
نسیم نوازشگر دستهایت
و در زلالی تبسم مهربانت
ای که دستهایت عطر یاس میدهد
سراپا سبزم از تو در آغاز تولد پاییزیم
که با تو بهارم
در سردترین ماه خدا
که درختان هم گریه میکنند اندوهم را
جای گله ای نیست اگر دختر پاییزم
سهم من از بهشت
یک لحظه از آغوش توست
نازنینم!
۸۶/۷/۱۰
پ ن: عکس متعلق به معبد بوداییان است ٬بهشت زیبای ساخته دست بشر٬ تقدیم به نازنینی که زادروز تولدم
را با وجودش به بهشتی زیبا تبدیل نمود.